مدیریت بیماری
اختلال افسردگی اساسی
اختلال افسردگی اساسی (MDD) یکی از شایعترین تشخیصهای روانپزشکی است که مشخصه آن خلق افسرده و با احساس غمگینی، اعتماد به نفس پایین و بیعلاقگی به هر نوع فعالیت و لذت روزمره مشخص میشود كه منجر به از کارافتادگی قابل توجه فرد در زندگی فردی، اجتماعی و اشتغال میشود و عملکردهای روزمره فرد همچون خوردن و خوابیدن و سلامتی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. علائم باید حداقل به مدت 2 هفته ادامه یابند. شیوع این بیماری در زنان دو برابر مردان است. سن بروز بیماری در حدود ۳۰ سالگی است.
علائم و نشانه ها
به دنبال اختلال، علائم به صورت زیر در فرد بروز مینماید:
- حس ناامیدی، احساس گناه به خاطر چیزهای کماهمیت یا خیالی، احساس بیارزشی و توهمات و هذیانهای نیست انگارانه
- حواسپرتی، دشواری در تمرکز، اختلال حافظه، گیجی بهویژه در سالمندان
- غمگینی، گریه بیدلیل، از دست دادن علاقه و ناتوانی از لذت بردن، بیحالی و خستگی، بیقراری، زودرنجی، مشکلات خواب شامل دشواری در خوابیدن، خواب زیاد
- کندی یا برعکس تحریک پذیری روانی حرکتی و بیتوجهی به ظاهر شخصی
- مکثهای طولانی در کلام، استفاده از واژگان تکسیلابی و صدای آهسته و یکنواخت
- کاهش چشمگیر وزن بدون اجرای برنامه (رژیم) خاصی برای لاغری، یا افزایش وزن (مثلاً تغییر وزن بدن بیش از پنج درصد در عرض یک ماه)، یا کاهش یا افزایش اشتها تقریباً همه روزها.
- افکار عود کننده درباره مرگ (نه فقط ترس از مردن)، فکر مکرر خودکشی بدون هیچ نقشه خاصی، اقدام به خودکشی، یا داشتن نقشهای معین برای انجام خودکشی.
- بعضی اوقات، علائم روانپریشی مانند هذیانها و توهمات نیز در دورههای شدید افسردگی اساسی دیده شده اند.
علل و عوامل خطر
از عللی که در ایجاد اختلال دخیل میباشند به موارد زیر میتوان اشاره نمود:
- استفاده طولانی مدت از برخی داروها مانند داروهایی که جهت کنترل فشارخون استفاده میشوند، قرصهای خواب یا قرصهای پیشگیری از بارداری میتوانند علائم افسردگی را در بعضی افراد ایجاد کنند.
- ژنتیک و سابقه فامیلی افسردگی
- اختلال در هورمونهای سروتونین، نوراپی نفرین و دوپامین
- ابتلا به یک بیماری مزمن مانند بیماری قلبی، سکته مغزی، دیابت، سرطان و آلزایمر یا میگرن باعث میشود که فرد در خطر بیشتری برای افسردگی قرار بگیرد.
- وقایع پراسترس زندگی، به ویژه از دست دادن یا تهدید به از دست دادن یک فرد محبوب یا شغل
- نارضایتی از جامعه و عوامل روانی مرتبط با اجتماع
- صفات شخصیتی خاصی مانند اعتماد به نفس پایین و وابستگی شدید، بدبینی و حساسیت در برابر استرسها میتواند فرد را مستعد افسردگی نماید. شخصیتهای وسواسی، منظم و جدی، کمالگرا، یا شدیدا وابسته نیز احتمال ابتلا به افسردگی را افزایش میدهند.
- شکست در کار، ازدواج، یا روابط با دیگران میتواند باعث بروز افسردگی شود، مرگ یا فقدان یکی از عزیزان، از دست دادن یک چیز مهم (شغل، خانه، سرمایه)، تغییر شغل یا نقل مکان به یک جای جدید.
- انجام بعضی از اعمال جراحی مانند برداشتن پستان به علت سرطان، گذر از یک مرحله از زندگی به مرحلهای دیگر، مثلاً یائسگی یا بازنشستگی
- اضطراب، عقبافتادگی ذهنی، فراموشی، اختلال خوردن و سوء مصرف مواد.
عوارض احتمالی
به دنبال این اختلال عوارض زیر ممکن است در فرد بروز نماید:
- افسردگی اساسی میتواند از عملکرد طبیعی یک فرد جلوگیری کند. کارآیی فرد و توانایی انجام فعالیتهای روزانه مانند شستن و آشپزی کاهش مییابد.
- در زمان ایجاد بیماری، فرد ممکن است قادر نباشد از خود مراقبت کند. اگر این وضع درمان نشود، احتمال صدمه به خود و دیگران وجود دارد.
- مشکل در فکر کردن، تمرکز فرد، حافظه و توانایی برنامهریزی و سازماندهی
- کنارهگیری از جامعه
- عوارض جانبی ناخواستهی بعضی از داروها
تشخیص
جهت تشخیص این اختلال اقدامات زیر انجام میشود:
- تشخیص توسط روانپزشک امکانپذیر است. روانپزشک به سوابق کامل پزشکی و اجتماعی بیمار، اطلاعاتی در رابطه با علائم بیماری و سابقه خانوادگی فرد نیاز خواهد داشت و یا ممکن است لازم باشد پزشک با خانواده و دوستان فرد نیز گفتوگو داشته باشد. این مصاحبه به پزشک کمک میکند تغییرات رفتاری فرد را تشخیص دهد.
- آزمایش خون، اسکن مغز یا ام.آر.آی مغز نیز ممکن است به منظور پی بردن به این که آیا یک بیماری جسمانی مسبب علائم دیده شده در فرد است یا خیر انجام شود. در واقع این تستها به پزشک کمک میکنند تا مطمئن شود مشکلات دیگری غیر از اختلال روانی منجر به بروز علائم نشده باشد.
درمان
درمانهای ضدافسردگی را میتوان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمانها مشاهده شده است.
- درمان دارویی: در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه است.
- درمان غیر دارویی شامل کاردرمانی و روان درمانی میباشد.
- در بیمارانی که بیماری آنان عود کننده و یا در مقابل درمان مقاوم هستند و بیمارانی که در خطر خودکشی هستند و یا از خوردن غذا امتناع میکنند و به درمان سریع نیاز دارند، شوک درمانی، درمان انتخابی است.
- انجام کارهایی كه موجب کاهش فشار و استرس میگردد مانند خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم برای انجام دادن برخی کارها
- انجام ورزش ملایم
- صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده
- خودداری از مصرف الکل
- برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم چرب
- مثبتاندیشی
- رفتن به سینما، شرکت کردن در مراسم مذهبی، اجتماعی تماشای فیلمهای خندهدار و شاد، رفتن به مسافرت یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند.
سهیم شدن در فعالیتهایی که میتواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما بهوجود بیاورد.
- به آنها بگوييد که کدام کارهايشان شما را تحت تاثير قرار داده است، شما را به فکر انداخته و احساس بهتری به شما داده يا باعث شده روحيهتان بهتر شود.
- بيشتر به حرفهايشان گوش کنيد.
- به چشمانشان نگاه کنيد و بيشتر به آنها لبخند بزنيد.
- مدام به آنها سر بزنيد.
- با آنها پيادهروی، سينما، يک رستوران زيبا يا حتی باغ وحش برويد.
- اگر با شما به بیرون از منزل نیامدند، اشکالی ندارد، از آنها بخواهيد با شما شطرنج بازی کنند يا يک فيلم کمدی بگيريد و در کنارشان تماشا کنيد. يادتان باشد نبايد آنها را مجبور به کاری بکنيد.
- از آنها بخواهيد چيزهايی را لمس کنند، اشيايی با بافت و رنگهای مختلف بياورند و از آنها نظرشان را بخواهيد.
- يک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنيد، سعی کنيد لذتهای کوچک را وارد لحظاتشان کنيد.
- بلند به آنها بگوييد که برايتان مهم هستند، بگوييد که دلتان برايشان تنگ شده و دلتان میخواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند، هر چيزی که در موردشان دوست داريد را به زبان بياوريد.
- کارهايی که فقط با دوستان صميمی خود انجام میدهيد با آنها تکرار کنيد، مثلاً با آرنجتان به بازويشان بزنيد يا آرام با يک دسته کاغذ لوله شده بزنيد روی سرشان، بايد سعی کنيد رفاقت خود را به آنها نشان دهيد.
- به جای اينکه بپرسيد حالشان چطور است بپرسيد دوست دارند برای خوش گذرانی امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهيشان کنيد، به آنها بگوييد که کاملا مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالش را بپرسيد و واقعاً به جوابی که میدهند گوش کنيد.
- اگر خجالت زده بودند يک داستان مشابه در مورد خودتان بگوييد و پشت سر آن داستانهای ديگر که از خجالت زدگی کسان ديگر شنيدهايد را مثل لطيفه برايشان تعريف کنيد، هيچ چيز بيشتر از ديدن احساس خجالت زدگی ديگران اين درد را در انسان تخفيف نمیدهد.
- غذاهایی که مورد علاقه و یا مورد تنفر بیمار است، شناسایی شوند و غذای دلخواه وی فراهم گردد؛ مطمئناً بیمار غذایی را که بیشتر دوست دارد بهتر میخورد.
- او را تشویق کنید که اگر اشتها ندارد، در دفعات متعدد غذای مختصرتری را مصرف کند تا انرژی بیشتری دریافت کند.
- هرگز غذای حجیم در سه وعده در اختیار وی قرار ندهید زیرا ممکن است مورد اعتراض بیمار قرار گیرد و حتی برای او غیر قابل تحمل باشد.
- در طول صرف غذا به منظور کمک کردن به بیمار و حمایت و تشویق وی، در کنار او بمانید.
- از انجا که ممکن است بیمار دانش کافی و دقیقی در ارتباط با نقش غذای خوب در سلامت کلی انسان نداشته باشد، در خصوص اهمیت تغذیه کافی و مایعات دریافتی برای وی توضیح دهید.
- بیماران افسرده غالباً مشکلات دفعی دارند و بیشتر بدلیل بیحرکتی و کم تحرکی و کاهش تغذیه دچار یبوست میشوند. توصیه میشود که بیماران مواد غذایی پرفیبر مانند میوه و سبزیجات به منظور پیشگیری از یبوست مصرف کنند.
- مایعات زیاد مصرف نمایند.
- ورزشهای جسمی انجام شود.
- اختلال خواب در بیماران افسرده شایع است. بیمارانی که مشکل به خواب میروند و یا در طول شب از خواب بر میخیزند و مجدداً به سختی به خواب میروند، ممکن است با ماساژ پشت، دوش ولرم و یا صحبت کوتاه، یک لیوان شیر ولرم، بهتر بخوابند.
- نباید اجازه داده شود که بیمار در طول روز بخوابد خوابهای مختصر در طول روز، مانع خواب شب میگردد.
- دريافت نوشيدنیهای كافئيندار مانند چای قهوه و نوشابه كولا را هنگام خواب محدود كنيد ممكن است مانع خواب و استراحت بيمار شود.
- سعی کنید بیمار در طول روز سرگرم و خسته شود.
- محركهای محيطی مثل (نور زياد، تعداد افراد، سر و صدا، تزئينات شلوغ) را كاهش دهيد. زيرا در اين محيط بيمار مضطرب میشود.
یکی از داروهایی که در درمان افسردگی اساسی استفاده میگردد لیتیوم میباشد که دارای عوارض جانبی مانند خشکی دهان، تاری دید، یبوست احتباس ادرار، کاهش فشار خون وضعیتی، تندی ضربان قلب، ضربانهای نابجای قلبی، بحران افزایش فشارخون میباشد. اقدامات زیر در جهت کاهش عوارض این دارو میباشد:
- در خصوص خشکی دهان استفاده از آب نبات بدون شکر، یخ و تر کردن لب ممکن است کمک کننده باشد.
- در زمان احتباس ادرار، استفاده از کمپرس آب گرم و سرد در لگن و باز نمودن شیر آب و در صورت لزوم استفاده از سوند توصیه میشود.
- درمان با لیتیوم باید توسط روانپزشک شروع شود. تعیین مقدار دقیق لیتیوم در بدن لازم است. مقدار کم آن بیاثر و مقدار زیاد آن سمی است. بنابراین باید به طور مرتب در چند هفته اول آزمایش خون دهید تا مطمئن شوید که از مقدار مناسبی استفاده میکنید. با ثابت شدن مقدار دارو پزشک میتواند لیتیوم را همراه با آزمایش خون منظم برای بیمار تجویز کند.
- مقدار لیتیوم در خون به مقدار آب بدن بستگی دارد. اگر آب بدن کم شود مقدار لیتیوم در خون بالا رفته و احتمال بروز اثرات منفی آن و یا حتی اثرات سمی آن وجود دارد. بنابراین آب بسیار بنوشند- مخصوصا در مواقعی که هوا گرم است و یا فعالیت بدنی زیاد است.
- چایی و قهوه کمتر مصرف کنند.چون آنها باعث افزایش ادرار میگردند.
- حداقل سه ماه یا بیشتر طول میکشد تا اثرات لیتیوم پدیدار شود. در این مدت با اینکه تغییر حالت روحی بیمار ادامه دارد باید به خوردن قرصهای لیتیوم ادامه دهند.
- در صورت ایجاد اثرات جانبی دارو مانند تاری دید، ضعیف شدن ماهیچههای بدن، اسهال، لرزش ضعیف دستها، احساس بیمار بودن، استفراغ کردن، تلو تلو خوردن، لکنت زبان به پزشک مراجعه نمایند.
- استفاده طولانی از لیتیوم ممکن است به کلیه و غده تیروئید آسیب رساند. بهتر است هر چند ماه یکبار برای اطمینان ازکارکرد صحیح آنها آزمایش داد.
- از رژیم غذایی مناسب استفاده کنند.
- نوشیدن نوشیدنیهای غیر شیرین بسیار مفید است.
- اگر باردار هستند، بهتر است برای آگاهی از قطع یا ادامه مصرف لیتیوم با روانپزشک خود مشورت کنند.
- اگر لیتیوم مصرف میکنند، نباید به نوزاد شیر بدهند.
- به طور کلی بهترین دارو به بیماری بستگی دارد. یک دارو ممکن است برای یک نفر مناسب باشد ولی در شخص دیگری اثر خوبی نداشته باشد. اما برای اولین تجویز اصولا دارویی تجویز میگردد که تاثیر بیشتری در دیگران نشان داده است.
- باید هر برنامه برای حاملگی را با روانپزشک خود در میان بگذاند. با هم فکری هم، بیمار میتواند برای کنترل حالات روحی خود در طول حاملگی و پس از تولد نوزاد برنامه ریزی کنید.
- در طول زمان حاملگی، تمام کسانی که با این موضوع در رابطهاند شامل: پزشک متخصص زنان- ماما- پزشک خانواده – روانپزشک و روانپرستار- باید با هم در ارتباط باشند.
- حتی پس از بهبودی بهتر است همواره این قرصها را با توجه به نظر روانپزشک همراه داشته باشند. اگر خیلی زود مصرف قرصها را ترک کنند، احتمال عود افسردگی زیاد است. اگر به یکباره مصرف را قطع کنند، ممکن است دچار علائم ترک شوند.
- اگر یکی از اعضای خانوادهتان علائم افسردگی اساسی را از خود بروز دهد.
- اگر علی رغم درمان علائم بیماری تشدید یابد.
- اگر هرگونه شکی نسبت به ایمنی او وجود دارد، سریعاً او را به نزدیکترین مرکز اورژانس برای بررسی ببرید.
- در صورتی که عوارض داروها را مشاهده نمودید.











