مدیریت بیماری
افسردگی
افسردگی، نوعی اختلال خلقی است که با احساس غمگین بودن طولانی مدت، بیعلاقگی به فعالیتهایی که قبلا دوستشان داشتیم، کاهش تمرکز، خستگی مفرط و … است و میتواند بر افکار، رفتار، احساسات، خوشی و زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

در حالی که تجربه غم و اندوه در طول زندگی بر اثر فشارهای عاطفی و جسمانی و یا تجربه یک حادثه دردناک، طبیعی بوده و قسمتی از احساسات سالم به شمار میرود، اما تکرار این تجربه هیجانی به همراه خلق پایین در طول روز به طوری که بر عملکرد ما اثرگذار باشد طبیعی نیست و نیاز به پیگیری و درمان دارد.
انواع افسردگی
افسردگی میتواند شکلهای مختلفی داشته باشد. این ها از نظر علائم و موقعیتهای همراه، طول دوره و شدت علائم با یکدیگر فرق دارند. با این حال، اغلب انواع افسردگی، محدودهی تعریف شدهی مشخصی ندارند و ممکن است ویژگیهای مشترک داشته باشند. فرد، ممکن است بیشتر از یک نوع افسردگی را داشته باشد.
- اختلال افسردگی اساسی
افسردگی اساسی، شایعترین فرم افسردگی است. افسردگی اساسی به نظر میرسد که از نسلی به نسل بعدی منتقل میشود اما ممکن است بسیاری از افراد بدون سابقه فامیلی را هم درگیر نماید. در این حالت اختلال خلقی بیشتر از دو هفته طول میکشد و دارای یک یا دو علامت اولیه (خلق افسرده، فقدان لذت) است. بیماری ممکن است در هر موقع از زندگی فرد بروز کند و زندگی و افکار فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. علامت بارز افسردگی اساسی ناتوانی در لذت از زندگی و تجربه خوشی است. علائم از متوسط تا شدید و پایدار هستند. در صورت عدم درمان این نوع افسردگی حدود شش ماه طول میکشد. برخی افراد در طول زندگی خود تنها یک دوره افسردگی تجربه میکنند، اما افسردگی اساسی معمولا یک اختلال عود کننده است.
- اختلال افسردگی مداوم (افسرده خویی یا دیس تایمیا)
دیس تایمیا نوعی از افسردگی خفیف مزمن است. در این حالت فرد اکثر روزها به صورت خفیف یا ملایم افسرده است، اگرچه در دورههای کوتاه به خلق طبیعی باز میگردد. علائم دیس تایمیا به قدرت علائم افسردگی اساسی نیستند، اما مدت زیادی طول میکشند (دست کم دو سال). این علائم مزمن لذت کامل از زندگی یا به خاطر آوردن خاطرات خوش را دشوار میکنند. برخی افراد در کنار دیس تایمیا دورههای افسردگی اساسی را نیز تجربه میکنند که این حالت “افسردگی دوگانه” نام دارد.
- افسردگی غیر معمول
علائم افسردگی غیرمعمول شامل موارد زیر است:
-
- زیاد خوردن
- زیاد خوابیدن
- احساس خستگی
- حساسیت فوق العاده
- احساس بیارزش بودن و نتوانستن در عکس العمل نشان دادن مستقیم به حوادث.
- افسردگی منظم (تیپیکال)
افسردگی منظم یا تیپیکال به صورت احساس غم و اندوه و از دست دادن اشتها و یا مشکلاتی برای خوابیدن و بیدار شدن بروز میکند.
- افسردگی دو قطبی یا مانیک دپرسیو
مشخصه بارز اختلال دو قطبی، یا شیدایی، تغییر خلق دورهای است. دورههای افسردگی به صورت متناوب جایگزین دوره مانیا میشود که ممکن است عوارضی چون رفتارهای تکانشی، بیش فعالی، تکلم سریع و کم خوابی یا حتی بیخوابی به همراه داشته باشد. معمولا، تغییر از یک خلق به خلق دیگر تدریجی اتفاق میافتد که هر دوره مانیا یا افسردگی حدود دو هفته طول میکشد. در هنگام افسردگی، شخصی که اختلال دو قطبی دارد علائم معمول در افسردگی اساسی را از خود نشان میدهد. اما روند درمانی برای اختلال دو قطبی بسیار متفاوت است. در واقع، داروهای ضد افسردگی، اختلال دو قطبی را بدتر میکنند.

- افسردگی بعد از زایمان
افسردگی بعد از زایمان شامل یک سری اختلالات جسمی- احساسی و رفتاری و تغییراتی است که در زنان بعد از زایمان و به دنبال آن بوجود میآید که طبیعی میباشد و نوعی از افسردگی اساسی به حساب میآید و 4 هفته بعد از زایمان رخ میدهد و حداقل دو هفته طول میکشد. تشخیص این افسردگی فقط براساس طول مدت بین زایمان و وقوع آن نمیباشد بلکه براساس شدت افسردگی هم هست. عوامل هورمونی بسیار در آن دخیل میباشند.
- اختلال تطابقی
این اختلال زمانی رخ میدهد که پاسخ شما به یک وضعیت استرسآور، منجر به ایجاد علائم و نشانههای افسردگی میشود. در این حالت، علائم آن قدر قوی نیستند که با معیارهای افسردگی اساسی همخوانی داشته باشند.
- اختلال خلقی فصلی، وقتی زمستان با خود غم به بار میآورد
هنگامی که تابستان به پایان میرسد، بسیاری افراد غمگین میشوند اما برخی در هنگام تغییر فصل عملا دچار افسردگی میشوند. این نوع افسردگی (SAD) بر حدود 1 تا 2 درصد جمعیت تاثیر میگذارد به ویژه بر زنان و جوانان. به نظر میرسد SAD به واسطه کاهش مدت زمان قرارگیری در معرض نور خورشید است؛ معمولا در ماههای پاییز و زمستان آغاز میشود و با ورود بهار فروکش میکند.
علائم و نشانهها
علائم افسردگی و نشانههای هشداردهنده
غم یا افت خلق در مواجهه با کشمکشها، شکستها و ناامیدیها یک واکنش طبیعی است، حال آنکه افسردگی بسیار فراتر از صرف غم و اندوه است. علائم هرچه باشد، تفاوت افسردگی با غم در این است که افسردگی زندگی روزمره شما را فرا میگیرد، توانایی کار، مطالعه، خوردن، خوابیدن و خوش گذرانی فرد را مختل میکند. احساسات درماندگی، ناامیدی و بیارزشی بسیار شدید و بیامان هستند و به سختی میتوان از دست آنها رهایی یافت.
شایعترین شکل افسردگی، حداقل دو هفته طول میکشد و در بعضی موارد حتی بیشتر از دو هفته نیز ممکن است باشد. این بیماری با علائم ویژه مرتبط با روان، رفتار، تفکر و جهانبینی بروز مییابد. این حالت، منجر به از دست دادن توانایی انجام اعمال روزانه میشود، طوری که برای درمان نیاز به دارو یا روان درمانی و یا هر دو، وجود دارد. افسردگی باعث میشود که مردم لذت خودشان را از زندگی روزانه و روزمره از دست بدهند و حتی ممکن است به اندازه کافی جدی باشد که فرد را به خودکشی وادار نماید.

اگر علائم و نشانههای زیر در شما موجود میباشد و از آنها خلاصی ندارید، ممکن است دچار افسردگی باشید.
- نمیتوانید بخوابید یا بیش از حد میخوابید.
- نمیتوانید تمرکز کنید یا کارهایی که قبلا آسان بودند اکنون دشوار مینمایند.
- احساس ناامیدی و درماندگی دارید.
- هرقدر تلاش میکنید قادر نیستید افکار منفی خود را کنترل کنید.
- اشتهای خود را از دست دادهاید یا بیش از حد میخورید.
- بیش از حد معمول زودرنج، تندخو یا پرخاشگر هستید.
- بیش از حد مشروبات الکلی مصرف میکنید یا دیگر رفتارهای بیمهابا نشان میدهید.
- احساس میکنید زندگی ارزش زیستن ندارد (در چنین موردی سریعا به مراکز درمانی مراجعه کنید).
نشانههای افسردگی در افراد مختلف، متفاوت است اما برخی علائم و نشانهها مشترک است. به یاد داشته باشید که برخی از این علائم بخشی از بیحوصلگیهای عادی زندگی هستند اما هر چه تعداد علائم بیشتر، شدت آنها بالاتر و طولانیتر باشد، احتمال اینکه فرد دچار افسردگی باشد بالاتر است. هنگامی که علائم شدید و طاقت فرسا شوند باید به مراکز درمانی مراجعه کرد.
علائم و نشانههای افسردگی عبارتند از:
- احساس درماندگی و ناامیدی.چشم اندازی تلخ که احساس میکنید به هیچ وجه بهتر نمیشود و کاری از دست شما بر نمیآید.
- عدم تمایل به انجام امور روزمره.عدم علاقه به سرگرمیها، تفریحات، فعالیتهای اجتماعی سابق و رابطه جنسی. از دست دادن توانایی در احساس لذت و شادمانی
- تغییر در اشتها یا وزن.وزن کم کردن یا زیاد کردن معنیدار(تغییر بیش از 5 درصد وزن بدن در طول مدت یک ماه)
- تغییرات الگوی خواب.خواه به صورت پرخوابی یا بیخوابی به خصوص صبح زود.
- عصبانیت یا زودرنجی.احساس آشفتگی، بیقراری یا حتی خشونت. آستانه تحمل پایین، زود عصبانی شدن و آزرده خاطر شدن از همه چیز و همه کس.
- از دست دادن انرژی.احساس خستگی مفرط، بیحالی و تحلیل رفتن انرژی. احساس سنگینی در تمام بدن، طاقت فرسا شدن حتی کارهای ساده
- نفرت از خود.احساسات شدید بیارزشی یا عذاب وجدان. انتقاد شدید از خود برای اشتباهات یا عیوب خیالی
- رفتار بیمهابا.رفتارهای پرخطر مانند استفاده از مواد مخدر، قماربازی وسواس گونه، رانندگی بیمهابا یا ورزشهای خطرناک.
- مشکل در تمرکز.مشکل در تصمیمگیری، تمرکز یا به یاد آوردن.
- دردهای بیمورد.شکایت از دردهای جسمی چون سردرد، کمردرد، درد در ماهیچهها و معده درد.
- ناراحتی دائمی
- تحریکپذیری
- احساس اضطراب
- احساسهای متضاد
- نبود علاقه و شوق زندگی
- پائین بودن اعتماد به نفس و عزت نفس
- بیتوجهی به مسئولیتهای شخصی و یا مراقبت از خود
- تغییر در الگوی خواب شامل: بیداری زود هنگام، خواب بیش از حد، بیدارماندن و یا ناتوانی در به خواب رفتن
- اختلال در الگوی تغذیه: شامل کمخوری و یا پرخوری
- خستگی و فقدان انرژی
- کاهش تمرکز، توجه و حافظه
- تغییرات روانی شدید
- احساس بیکسی، ناامیدی، بیارزش بودن
- احساس گناه
- تفکر منفی شدید و یا بدبینی
- کاهش میل جنسی
- علائم جسمی مثل سردرد، سوء هاضمه، کمر درد، درد در ماهیچهها و …
- علائم ماندگار کلینیکی که به درمان جواب نمیدهد (مثل دردهای مزمن یا اختلالات هضمی)
- افزایش مصرف الکل و دارو
- فکر مرگ یا خودکشی
اگر 5 یا بیشتر از این علائم را دارا باشید که دو هفته یا بیشتر هم طول بکشد ممکن است افسردگی داشته باشید و باید حتماً یک روانشناس به شما کمک نماید. بنابراین یک بیمار افسرده ممکن است یک سری علائم و احساسات و علائم جسمی و افکار و الگویهای رفتاری که نمونههای آن بیان شد را تجربه کرده باشد.
از کجا بدانیم احساس ما اندوه است یا افسردگی؟
تمایز میان غم و اندوه و افسردگی بالینی آسان نیست، زیرا علائم مشترک بسیاری دارند. با این حال، راههایی برای تمیز میان این دو وجود دارد. بدانید که غم و اندوه کم و زیاد دارد و شما طیف وسیعی از احساسات را در آمیزهای از روزهای خوب و بد تجربه خواهید کرد. حتی هنگامی که در اوج اندوه هستید، لحظاتی خوش و شاد تجربه خواهید کرد. حال آنکه، در افسردگی، احساسات پوچی و ناامیدی ماندگار هستند.
با وجود اینکه سوگواری تاریخ و زمان مشخصی برای پایان دادن به آن ندارد، اما اگر با گذشت زمان فروکش نکند و همه نشانههای شادمانی را در شما از بین ببرد (مانند خندیدن به یک جوک بامزه، شوق در آغوش کشیدن عزیزان، لذت بردن از غروب زیبای آفتاب)، آنگاه میتوان گفت این حالت افسردگی است.
علل شایع
مهمترین عوامل افسردگی را عبارتند از:
- تغییر مواد شیمیایی در مغز
مواد خاصی در مغز روی خلق و خوی انسان تأثیر میگذارند. بههمخوردن تعادل این مواد شیمیایی در مغز از مهمترین دلایل افسردگی است.
- ژنتیک
افسردگی میتواند ارثی باشد. به عنوان مثال اگر یکی از دوقلوهای همسان دچار افسردگی شود به احتمال ۷۰ درصد دیگری هم مبتلا میشود.
- شخصیت
کسانی که اعتماد به نفس پایینی دارند، کسانی که نمیدانند چطور استرس را مدیریت کنند یا افرادی که کلا بدبین هستند بیشتر در معرض افسردگی هستند.
- عوامل محیطی
احتمال ابتلا به افسردگی در کسانی بیشتر است که در معرض خشونت، تبعیض، سوءاستفاده یا فقر هستند.
تشخیص
پزشک با بررسی عوامل مختلف افسردگی را تشخیص خواهد داد، این عوامل عبارتند از:
- معاینه جسمی بیمار
پزشک در حین معاینه فرد، سوالاتی هم در مورد وضعیت سلامتی بیمار خواهد پرسید. در برخی از موارد، افسردگی با برخی از بیماریهای زمینهای دیگر مرتبط است.
- تستهای آزمایشگاهی
به طورمثال ممکن است پزشک شما برای بررسی عملکرد تیروئید و برای اندازهگیری پارامترهایی در خون آزمایش خون انجام دهد.
- ارزیابی روانپزشکی
پزشک متخصص سوالاتی در مورد علائم، افکار، احساسات و الگوهای رفتاری فرد مطرح خواهد کرد. گاهی از فرد خواسته میشود که یک پرسشنامه را پر کرده و در آن به سوالات خواسته شده، پاسخ داده شود.
- نسخه پنجم راهنمای تشخیصی و آماری اختلالهای روانی
یک شیوهنامهی استاندارد برای طبقهبندی اختلالات روانی است که توسط انجمن روانپزشکی تهیه شده است. پزشک برای تشخیص افسردگی ممکن است از این راهنما استفاده کند.
درمان
درمانهای ضدافسردگی را میتوان به دو دسته کلی دارویی و غیردارویی تقسیم کرد. اثربخشی هر دو این درمانها مشاهده شدهاست.
- درمان دارویی: در موارد شدید استفاده از داروهای ضد افسردگی بهترین گزینه است.
- درمان غیر دارویی شامل کاردرمانی و روان درمانی میباشد.
در بیمارانی که بیماری آنان عود کننده و یا در مقابل درمان مقاوم هستند و بیمارانی که در خطر خودکشی هستند و یا از خوردن غذا امتناع میکنند و به درمان سریع نیاز دارند، شوک درمانی، درمان انتخابی است.
- انجام کارهایی كه موجب کاهش فشار و استرس میگردد مانند خرد کردن کارهای بزرگ به کارهای کوچک، حق تقدم برای انجام دادن برخی کارها
- انجام ورزش ملایم
- صحبت و همنشینی با دوستان و خانواده
- خودداری از مصرف الکل
- برخورداری از رژیم غذایی متعادل و کم چرب
- مثبتاندیشی
- رفتن به سینما، شرکت کردن در مراسم مذهبی، اجتماعی تماشای فیلمهای خندهدار و شاد، رفتن به مسافرت یا سایر فعالیتهایی که ممکن است به شما کمک کنند.
- سهیم شدن در فعالیتهایی که میتواند مفید باشد و احساس بهتری برای شما بهوجود بیاورد.
- به آنها بگوييد که کدام کارهايشان شما را تحت تاثير قرار داده است، شما را به فکر انداخته و احساس بهتری به شما داده يا باعث شده روحيهتان بهتر شود.
- بيشتر به حرفهايشان گوش کنيد.
- به چشمانشان نگاه کنيد و بيشتر به آنها لبخند بزنيد.
- مدام به آنها سر بزنيد.
- با آنها پيادهروی، سينما، يک رستوران زيبا يا حتی باغ وحش برويد.
- اگر با شما به بیرون از منزل نیامدند، اشکالی ندارد، از آنها بخواهيد با شما شطرنج بازی کنند يا يک فيلم کمدی بگيريد و در کنارشان تماشا کنيد. يادتان باشد نبايد آنها را مجبور به کاری بکنيد.
- از آنها بخواهيد چيزهايی را لمس کنند، اشيايی با بافت و رنگهای مختلف بياورند و از آنها نظرشان را بخواهيد.
- يک غذای خوشمزه و خوش ظاهر برای آنها درست کنيد، سعی کنيد لذتهای کوچک را وارد لحظاتشان کنيد.
- بلند به آنها بگوييد که برايتان مهم هستند، بگوييد که دلتان برايشان تنگ شده و دلتان میخواهد برگردند و دوباره با شما خوش بگذرانند، هر چيزی که در موردشان دوست داريد را به زبان بياوريد.
- کارهايی که فقط با دوستان صميمیخود انجام میدهيد با آنها تکرار کنيد، مثلاً با آرنجتان به بازويشان بزنيد يا آرام با يک دسته کاغذ لوله شده بزنيد روی سرشان، بايد سعی کنيد رفاقت خود را به آنها نشان دهيد.
- به جای اينکه بپرسيد حالشان چطور است بپرسيد دوست دارند برای خوش گذرانی امروز چه کاری کنند و در آن کار همراهيشان کنيد، به آنها بگوييد که کاملا مشخص است که حالشان بهتر شده و بعد حالش را بپرسيد و واقعاً به جوابی که میدهند گوش کنيد.
- اگر خجالت زده بودند يک داستان مشابه در مورد خودتان بگوييد و پشت سر آن داستانهای ديگر که از خجالت زدگی کسان ديگر شنيدهايد را مثل لطيفه برايشان تعريف کنيد، هيچ چيز بيشتر از ديدن احساس خجالت زدگی ديگران اين درد را در انسان تخفيف نمیدهد.
- غذاهایی که مورد علاقه و یا مورد تنفر بیمار است، شناسایی شوند و غذای دلخواه وی فراهم گردد؛ مطمئناً بیمار غذایی را که بیشتر دوست دارد بهتر میخورد.
- او را تشویق کنید که اگر اشتها ندارد، در دفعات متعدد غذای مختصرتری را مصرف کند تا انرژی بیشتری دریافت کند.
- هرگز غذای حجیم در سه وعده در اختیار وی قرار ندهید زیرا ممکن است مورد اعتراض بیمار قرار گیرد و حتی برای او غیرقابل تحمل باشد.
- در طول صرف غذا به منظور کمک کردن به بیمار و حمایت و تشویق وی، در کنار او بمانید.
- از آنجا که ممکن است بیمار دانش کافی و دقیقی در ارتباط با نقش غذای خوب در سلامت کلی انسان نداشته باشد، در خصوص اهمیت تغذیه کافی و مایعات دریافتی برای وی توضیح دهید.
- بیماران افسرده غالباً مشکلات دفعی دارند و بیشتر به دلیل بیحرکتی و کمتحرکی و کاهش تغذیه دچار یبوست میشوند. توصیه میشود که بیماران مواد غذایی پرفیبر مانند میوه و سبزیجات به منظور پیشگیری از یبوست مصرف کنند.
- مایعات زیاد مصرف نمایند.
- ورزشهای جسمیانجام شود.
- اختلال خواب در بیماران افسرده شایع است. بیمارانی که مشکل به خواب میروند و یا در طول شب از خواب بر میخیزند و مجدداً به سختی به خواب میروند، ممکن است با ماساژ پشت، دوش ولرم و یا صحبت کوتاه، یک لیوان شیر ولرم، بهتر بخوابند.
- نباید اجازه داده شود که بیمار در طول روز بخوابد خوابهای مختصر در طول روز، مانع خواب شب میگردد.
- دريافت نوشيدنیهای كافئيندار مانند چای، قهوه و نوشابه كولا را هنگام خواب محدود كنيد ممكن است مانع خواب و استراحت بيمار شود.
- سعی کنید بیمار در طول روز سرگرم و خسته شود.
- محركهای محيطی مثل (نور زياد، تعداد افراد، سر و صدا، تزئينات شلوغ) را كاهش دهيد. زيرا در اين محيط بيمار مضطرب میشود.
یکی از داروهایی که در درمان افسردگی اساسی استفاده میگردد لیتیوم میباشد که دارای عوارض جانبی مانند خشکی دهان، تاری دید، یبوست، احتباس ادرار، کاهش فشارخون وضعیتی، تندی ضربان قلب، ضربانهای نابجای قلبی، بحران افزایش فشارخون میباشد. اقدامات زیر در جهت کاهش عوارض این دارو میباشد:
- در خصوص خشکی دهان استفاده از آب نبات بدون شکر، یخ و تر کردن لب ممکن است کمک کننده باشد.
- در زمان احتباس ادرار، استفاده از کمپرس آب گرم و سرد در لگن و باز نمودن شیر آب و در صورت لزوم استفاده از سوند توصیه میشود.
- درمان با ليتيوم بايد توسط روانپزشک شروع شود. تعيين مقدار دقيق ليتيوم در بدن لازم است. مقدار کم آن بیاثر و مقدار زياد آن سمی است. بنابراين بايد به طور مرتب در چند هفته اول آزمايش خون دهيد تا مطمئن شويد که از مقدار مناسبی استفاده میکنيد. با ثابت شدن مقدار دارو پزشک میتواند ليتيوم را همراه با آزمايش خون منظم برای بیمار تجويز کند.
- مقدار ليتيوم در خون به مقدار آب بدن بستگی دارد. اگر آب بدن کم شود مقدار ليتيوم در خون بالا رفته و احتمال بروز اثرات منفی آن و يا حتی اثرات سمی آن وجود دارد. بنابراين آب بسيار بنوشند- مخصوصا در مواقعی که هوا گرم است و يا فعاليت بدنی زياد است.
- چايی و قهوه کمتر مصرف کنند. چون آنها باعث افزايش ادرار میگردند.
- حداقل سه ماه يا بيشتر طول میکشد تا اثرات ليتيوم پديدار شود. در اين مدت با اينکه تغيير حالت روحی بیمار ادامه دارد بايد به خوردن قرصهای ليتيوم ادامه دهند.
- در صورت ایجاد اثرات جانبی دارو مانند تاری ديد، ضعيف شدن ماهيچههای بدن، اسهال، لرزش ضعيف دستها، احساس بيمار بودن، استفراغ کردن، تلو تلو خوردن، لکنت زبان به پزشک مراجعه نمایند.
- استفاده طولانی از ليتيوم ممکن است به کليه و غده تيروئيد آسيب رساند. بهتر است هر چند ماه يکبار برای اطمينان از کارکرد صحيح آنها آزمايش داد.
- از رژيم غذايی مناسب استفاده کنند.
- نوشیدن نوشيدنیهای غير شيرين بسیار مفید است.
- اگر باردار هستند، بهتر است براي آگاهی از قطع يا ادامه مصرف ليتيوم با روانپزشک خود مشورت کنند.
- اگر ليتيوم مصرف میکنند، نبايد به نوزاد شير بدهند.
- به طور کلی بهترين دارو به بيماری بستگی دارد. يک دارو ممکن است برای يک نفر مناسب باشد ولي در شخص ديگری اثر خوبی نداشته باشد. اما برای اولين تجويز اصولا دارويی تجويز میگردد که تاثير بيشتری در ديگران نشان داده است.
- بايد هر برنامه برای حاملگی را با روانپزشک خود در ميان بگذاند. با هم فکری هم، بیمار میتواند برای کنترل حالات روحی خود در طول حاملگی و پس از تولد نوزاد برنامهريزی کنيد.
- در طول زمان حاملگی، تمام کسانی که با اين موضوع در رابطهاند شامل: پزشک متخصص زنان، ماما، پزشک خانواده، روانپزشک و روانپرستار، بايد با هم در ارتباط باشند.
- حتی پس از بهبودی بهتر است همواره اين قرصها را با توجه به نظر روانپزشک همراه داشته باشند. اگر خيلی زود مصرف قرصها را ترک کنند، احتمال عود افسردگی زياد است. اگر به يکباره مصرف را قطع کنند، ممکن است دچار علائم ترک شوند.
- اگر یکی از اعضای خانوادهتان علائم افسردگی اساسی را از خود بروز دهد.
- اگر علیرغم درمان علائم بیماری تشدید یابد.
- اگر هرگونه شکی نسبت به ایمنی او وجود دارد، سریعاً او را به نزدیکترین مرکز اورژانس برای بررسی ببرید.
- در صورتی که عوارض داروها را مشاهده نمودید.










